میخوام به پـــوچی دنیا بخندم
دیوانه شده ام این روزها گمان میکنم همه معشوقه ی تو اند !
امروز زمان بودنش را طوری تنظیم می کند که من نباشم ! + هیچ وقت به حرفهای کسی دل نبندید ، آدمها حرف مفت زیاد می زنند + این روزها به طرز غریبی آرامم و خونسرد! + پوزخند زدن کار این روزهای من است!
خوبــم... باور کنیــد اشکها را ریخته ام غصه ها را خورده ام نبودن ها را
شمرده ام این روزها که می گذرد خالــی ام خالــی ام از خشم ،
دلتنگــی ، نفرت خالــی ام از احساس ! « ک.ن »
ولی دوست دارم بنویسم ، حتی نوشته هایی که کپی کردم !
شما که وبلاگم رو میخونید :
نویسنده این وبلاگ هیچ مسئولیتی را در قبال غمگین شدن یا دلگرفتگی شما بعد از خوندن مطالبش نمی پذیرد !پس اگر از غم و دلتنگی و انرژی منفی فراری هستید این وبلاگ را نخوانید!
دست نوازش بر سرش می کشم
می گویم :« غصه نخور ، میگذرد...»
برای دلم گاهی پدر می شوم
خشمگین می گویم :« بس کن دیگر بزرگ شدی ...»
گاهی هم دوستی می شوم مهربان
دستش را می گیرم و میبرمش به باغ رویا
دلم از دست من خسته است ...
« ک.ن»
*من هم از دست دلم خسته ام ، هرچی می کشم از دست اون میکشم.
بگذار روزگار
هرچه دلش می خواهد
پیله کند !
« ک .ن»
حوالی خدا
چهار میخ کن ، که با رفتن این و آن نرود !
« ک.ن»
که باید لم بدی یه گوشه
و جریان زندگیت رو فقط مرور کنی
بعدشم بگی
" به سلامتی خودم که اینقدر تحمل داشتم"
«ک .ن»
کاری کن ؛ که محتاج دیگران نباشم
حتی نزدیک ترین کَسانم

